Monday, June 1, 2020

طرح گسترش سواحل مکران بسیار پیچیده تر از تقسیم بلوچستان می باشد حتی در حکومت خودمختار بلوچستان هم حل نخواهد شد.




بلوچستان یک سرزمین اشغالی شده است و بلوچ ایرانی نیست. حق تعیین سرنوشت ملی حق طبیعی ملت بلوچ می باشد. ملت بلوچ مانند  ملل دیگر دنیا حق آزاد زیستن در سرزمین اجدادی خود را  بعنوان یک ملت  
دارد.
ما تقسیم بلوچستان تحت اشغال ایران را محکوم می کنیم.


 سوال 

اهداف رژیم از تقسیم بلوچستان چیست? آیا محدود کردن علما و مذهبیون و ایجاد فاصله و جدایی بیشتر بین ملت بلوچ می باشد؟
ایران کشوری است که نخبگان آن ایران را یک کشور و یک ملت تعریف میکنند و این بدین  معناست که زبان و فرهنگ  فارس را در هم ادغام کرده اند و ملت ایران را ساخته اند . یعنی هر ایرانی فارس است و هر فارس ایرانی  و بقیه مهاجرند. غیر فارس ها باید در ایران  فارس حل شوند و یا کشور را ترک کنند.
 قبل از انقلاب مشروطه 1905 (که در ان زمان بلوچستان تحت اشغال فارس نبود) حکومت فارس غیر متمرکزبود  بنام ممالک محروسه اداره می شد.

بعد از انقلاب مشروطه 1905 نخبگانی ایرانی که در اروپا  تحصیل کرده بودند قانون اساسی ومجلس را به ایران معرفی کردند و مذهب کشور را شیعه 12 امامی و زبان را فارسی  گذاشتند و کشور را با سیستم اداری تمرکز قدرت از تهران (مرکز) قرار دادند.

ایران بصورت فرمانداری و در راس ان استاندار و وزیر کشور قرار دارد اداره می شود. ایران ملتی بنام ملت بلوچ را برسمیت نمی شناسد. دولت ملت بلوچ  را رغیب ملت فارس می بیند و تقسیمات کشوری تا حد الامکان طوری طراحی شده است که  ملیت ها در هیچ استانی در اکثریت نباشند و جاهایی که در اکثریت مانده اند به اقلیت تقسیم شوند. وظیفه دولت از بین بردن زبان و فرهنگ بلوچ و غیره می باشد چرا که بلوچ ها اکثریت سنی هستند مذهب بلوچ را در جنگ با ایران شیعه می بینند. اما این احساس ملی است  که بلوچ را در ایران 
بعنوان یک ملت زنده نگه داشته است و مذهب یکی از پایه های محکم ملت می باشد.

سوال

آیا طرح تصرف سواحل مکران  با تقسیم استان در ارتباط است?

موفقترین شهرهای دنیا در کنار رودخانه هایی که به دریا راه دارند یا لب دریاها هستند ساخته شده اند. طرح شهرکسازی سواحل مکران طرحی بسیار قدیمی است که در اواخر رژیم پهلوی شروع شده بود که انقلاب ایران  و جنگ 8 ساله ایران و عراق وبعد از آن تحریم ها موجب تاخیر در روند آن شد .

به چندین دلیل شهرک سازی  و کوچ دادن جمعیت غیر بلوچ به ساحل مکران برای ایران حیاتی است یک مسئله امنیت ملی ایران و دومی مسئله اقتصادی می باشد. اکثر شهرهای ایران با کمبود آب آشامیدنی روبرو هستند. هزینه آب شیرن کردن و انتقال آن به یزد کرمان و مرکز ایران فعلی  سنگیتر از انتقال جمعیت به سواحل می باشد. بنابر این طرح گسترش سواحل بسیار پیچیده تر از تقسیم بلوچستان می باشد حتی در حکومت خودمختار بلوچستان هم حل نخواهد شد.

 تهران سواحل مکران را خاک ایران می شناسد و هر ایرانی  تحت هر سیستم اداری کشوری(فدرالی _خودمحتار و نیمه خود مختار )  در هر نقطه ای در کشور حق سرمایه گذاری را دارد و دولت مسئول است که شرایط را برای سرمایه گذار فراهم کند. بنابراین تقسیم بلوچستان با تصرف زمین های سواحل مکران به حد زیادی کمک می کند.
 اما شاید در رابطه با اداره وشهر داری و مهاجرت و کنترل مردم بومی نقشی بسزای داشته باشد. 
تقسیم بلوچستان بیشتر تولید کار برای نخبگان وابسته به حکومت و کنترل بودجه است .

تقسیم بلوچستان  وضعیت اقتصادی بلوچ ها را عوض نخواهد کرد.شایدرفع تبعیض وضعیت بلوچ ها را بهترکند. وضعیت اقصادی شهرهای بلوچستان که به  کرمان , هرمزگان و خراسان جنوبی الحاق شده اند به مراتب  بدتر از شهرهای بلوچستان می باشند. اساس تقسیم بلوچستان بر تبعیض و نفرت حبیب الله دهمرده و همکاران او علیه ملت بلوچ و بلوچستان استوار است. احتمال اینکه تقسیم بلوچستان
وضعیت اجتماعی و اقتصادی بعضی از شهرهای بلوچستان را بدتر از امروز بکند بیشتر است.

نخبگانی  که در لیست استاندار و فرماندر بودن  هستند در وحله اول سود خواهند برد. دولت در پروسه ملت سازی و حل بلوچ در فارس بهتر می تواند عمل کند.  کنترل واحدهای کوچکتر برای دولت آسانتر است. نخبگان فارس نزدیک به 100 سال است که در بلوچستان ملت سازی می کند،  عده ای همچون افرادی غیر بومی بسان  حبیب الله دهمرده و عده ای بلوچ گجرزده  در این جنایت علیه ملت بلوچ همدستان محلی رژیم  هستند. 

تهران بدون همکاری همدستان محلی هیچ طرحی را نمی تواند به اجرا بگذارد. تیم منتخب این دوره مجلس از طرف اطلاعات سپاه منتخب شده  و هدف آنان نیز تصریح در همکاری برای تقسیم  بلوچستان بوده است .

 تهران چندین سال است که طرح تقسیم بلوچستان را اماده کرده است ,  اما تا حالا اجرا نشده است. این طرح تحت هیچ تعریفی به نفع بلوچ نمی باشد. دولت  در حال محاسبه  سود و ضرر اجرا این طرح می باشد و بلوچ ها باید بهای تقسیم بلوچستان را آنقدر بالا ببرند تا تهران حاضر به پرداخت بهای آن نباشد.
مهراب سرجو

Saturday, May 23, 2020

نخبگان فارس از چه هراس دارند


چند ماهی پس از انقلاب اسلامی پنجاه و هفت در ایران دولت اسلامی خمینی با همکاری سازمانهای محلی وابسته به اخوان المسلمین توانست ناسیونالیسم وابسته به احزاب کمونیست در بلوچستان را سرکوب و به حاشیه براند. بعد از شکست اتحاد جماهیر شوری، ناسیونالیسم و حق تعیین سرنوشت ملت ها و دولت ملت، جانی تازه گرفت. (ناگفته نماند بسیاری از کمونیست های دو آتشه هنوز تشکیلات خود را دارند و مشغول فعالیت هستند).

از زمان اشغال بلوچستان در سال 1928 نسل کشی، غارت منابع طبیعی و توهین و بیحرمتی به بلوچ، امری طبیعی بوده است و با رویکار آمدن رژیم جمهوری اسلامی بیش از پیش شدت گرفته است، اما امروز ملت بلوچ به لطف فعالیت های آزادیخواهان آگاه تر از گذشته می باشد و رهبران و فعالان مدنی و سیاسی با روابط و ضوابط بین المللی آشناتر هستند، فعالان سیاسی نسل کشی و جنایات رژیم را افشا کرده و به گوش سازمان های بین المللی رسانده اند.

با توجه به شرایط امروز خاورمیانه و احتمال قریب الوقوع سقوط دیکتاتوری آخوندی در کنار جان گرفتن دوباره ی جنبش های آزادیخواه ملل دربند ایران، فروپاشی ایران بعنوان کشوری دردسرساز، امری بدیهی به نظر می رسد. در این برهه حساس تاریخی، با درایت و اتحاد رهبران احزاب استقلال طلب بلوچستان تحت اشغال ایران (جنبش آزادی بلوچستان به رهبری حیربیار مری و جنبش ملی بلوچستان به رهبری عبدالله بلوچ) و تزریق تفکر آزادیخواهی به داخل مرزهای بلوچستان، نخبگان فارس و همدستان بلوچ آنها را دلواپس کرده است، چنانکه اگر از هر بلوچی که بطور مستقیم وابسته به رژیم و نهادهای امنیتی نباشد (و بیان نظر او برایش هزینه نداشته باشد) در مورد فردای بلوچستان پرسیده شود او استقلال بلوچستان را ترجیح می دهد. با نزدیک شدن به این واقعه تاریخی، رهبران جنبش می توانند بعنوان نماینده ملت بلوچ با قدرت های بزرگ سر میز مذاکره بنشینند و از منابع ملی بلوچستان دفاع کنند.

جنبش استقلال طلبان می تواند حکومت کردن فارس بر بلوچستان را سخت و پرهزینه کند. این ترس، نخبگان فارس را وادار به مقابله علیه استقلال طلبان بلوچ کرده است. در سرکوب استقلال طلبان بلوچ جمهوری اسلامی و اپوزیسیون خارجی موافق هستند و هر کدام راه حل خاص خود را ارائه می دهند.

رژیم جمهوری اسلامی همانند رژیم شاهنشاهی از سرکوب، زندان، شکنجه و تبعید و اعدام استفاده می کند و نخبگان اپوزیسیون راهی ملایمتر را ارائه می دهند تا از سرعت جنبش استقلال طلبان بلوچستان بکاهند و از درون جنبش را به چالش بکشند. نخبگان فارس با طرح فدرالیسم آرزو دارند، روند ملت سازی را که رژیم سلطنتی شروع کرده و جمهوری اسلامی نیمه تمام گذاشته است را به سرانجام برسانند. اپوزیسیون ایرانی با بها دادن به نخبگان همدست بلوچ سعی دارد نقشه تکمیل پروژهایی مانند شهرسازی در سواحل بلوچستان، تصرف زمین ها و ثبت و ضبط معادن طبیعی را عملی کند و بیش از پیش ملت بلوچ را به حاشیه براند.

 آزادی هر ملتی بنا بر شرایط، روش بخصوص خودش را دارد و خصوصیات ملی استعمارگران نیز متفاوت می باشد، اما اگر قانون مجلس 1935 بریتانیا نتوانست مستعمرهای بریتانیا را نجات دهد و جلوی استقلال چندین کشور را بگیرد، فدرالیسم هم نمی تواند ایران را نجات دهد.

مهراب سرجوی لندن

Thursday, April 30, 2020

نخبگان فارس برای حفظ تمامیت عرضی ایران و ادغام ملل غیرفارس در ایران نیاز به احساسی از هدف ملی مشترک و احساس ناسیونالیستی ملی دارند.

نخبگان فارس برای حفظ تمامیت ارضی ایران و ادغام ملل غیرفارس در ایران نیاز به خلق احساس مسئولیتی ملی و همچنین منافع و تاریخ مشترک که در آن احساسات ناسیونالیستی را برانگیزد دارند. در این راستا نظام زیر کنترل فارس در ایران دست به آموزش نظامی و آموزش مدنی همگانی در بلوچستان، الاحواز، کردستان و اذربایجان و گیلان و مازندران زده است تا امکان برانگیختن احساسی از هدف و سرنوشت مشترک با فارس را فراهم کند و تاریخی مشترک با ملل تحت اشغال ایران پدید آورد.

مردم بلوچ در بلوچستان تحت اشغال ایران هیچ نقطه مشترکی با فارس ندارد از زمان اشغال بلوچستان در سال 1928 دولت تهران در هدف ملت سازی یا بعبارتی یکسان سازی هویتی و فرهنگی در بلوچستان موفق نشده است و پس از گذشت نه دهه همچنان اکثریت بلوچ ها استقلال بلوچستان را ترجیح می دهند.  
 
جنگ ایران در یمن، سوریه، عراق و حمایت مالی و نظامی از حزب الله لبنان و دیگر گروه های تروریستی در جهان و همچنین رقابت ایران با آمریکا برای نفوذ بیشتر در خاورمیانه، منابع مالی و نیروی انسانی ایران را به گونه خطرناکی تضعیف کرده است. ایران برای رقابت و ادامه جنگهای نیابتی احتیاج به منابع مالی و نیروی انسانی بیشتری دارد اما این در حالیست که امکان دسترسی دولت به منابع مالی و انسانی روز به روز کمتر می شود و فشار بر مردم هر روز رو به افزایش می باشد.

از یک طرف نیروی انسانی و منابع اقتصادی کشور تاکنون صرف گسترش امپراتوری شیعه در خاورمیانه و جهان شده است. و از طرفی دیگر خطر استقلال بلوچستان، الاحواز، کردستان و آذربایجان بالا گرفته و به تهدیدی جدی مبدل شده است و به احتمال زیاد تهران همزمان توان تامین هزینه جنگ های خارجی و داخلی را نداشته باشد.

خطرات داخلی و خارجی که نخبگان حکومتی و اپوزیسیون فارس پیش روی خود دارند آنها را علاقمند به چانه زنی با نخبگان محلی بلوچ، کورد، عرب و ترک در جبهه فدرالیسم می کند تا از خطر از هم پاشیدن ایران در این برهه حساس بکاهند و پس از اینکه خطرات جنگ های بیرونی کاش یافت و منابع مالی و انسانی خویش باسازی شد بتوانند کنترل تهران بر بلوچستان و سایر مناطق تحت مناقشه را برقرار کنند.
مهراب  سرجوی لندن

Tuesday, April 28, 2020

ملت بلوچ اکنون دو گزینه پیش روی خود دارد؛

اگر مردم بلوچ با ملت استعمارگر فارس احساس یگانگی کنند، مردم بلوچستان تا ابد به استقلال نخواهند رسید. اگر اقدامات ملت فارس در بلوچستان باعث تسهیل جمعی بلوچ شود و مردم بلوچ با فارس و دیگر ایرانیان احساس یگانگی کنند نهضت ازادی بلوچستان جای پایی پیدا نخواهد کرد.
نهضت استقلال بلوچستان از ایران نیار به وجود کسانی دارد که اماده تلاش برای فداکاری باشند و از خطرات هراسی نداشته باشند تا بتوانند نهضت استقلال  را به ثمر برسانند.

بسیاری از مردم بلوچ رهایی از امپراتوری  شیعه فارس را ترجیح می دهند، اما بدون تشکیلات منسجم و رهبران سیاسی  و  تمرکزفعالان سیاسی روی نقاط اساسی و مهم، این کار علمی  نیست. دولت های تهران انگیزه برای برانگیختن مردم علیه ایران را فراهم کرده اند. بسیاری از نخبگان بلوچ و طرفداران خجالتی ایران براین باور هستند که ایران یک کشور قدرتمندی است و ملت های تحت اشغال نمی توانند ان را شکست دهند، این افراد با تاریخ جنبش های رهایی بخش اشنای کامل دارند، اما صادق نیستند، و تاریخ ثابت کرده است هیچ دولتی نتوانسته است در مقابل مردمی هر چند کوچک ولی مصمم  مقاومت کند و هزاران مثال وجود دارد که این نقطه را ثابت کند.

 ملت بلوچ اکنون دو گزینه  پیش روی خود دارد؛ یکی  فدرالیسم می باشد که امکانات تصدی برخی از مسئولیتها  را برای برخی از نخبگان بلوچ فراهم می کند. به احتمال زیاد تغییر چندانی بر روی زندگی مردم نخواهد داشت. بیشتر گفته می شود که  جنبش نخبگان برای پست های محلی می باشد.

گزینه دوم استقلال بلوچستان از ایران می باشد. جنبش استقلال بلوچستان از ایران  برای  احیای کرامت انسان وحق حقوق ملی بلوچ در یک کشور مستقل می باشد.  بلوچستان مستقل  فرصت مناسب را برای تشکیل ملت دولت  در مرزهای مشخص  برای ملتی مانند بلوچ  مثل سایر ملل دنیا فراهم  خواهد کرد. ملت بلوچ می تواند عضوی از اعضای  جامعه ببن مللی شود که در ان بلوچ خواهد توانست با دنیا تجارت و رقابت ازاد داشته باشند.
مهراب سرجوی لندن

رشد احساس ملی‌گرایی در بلوچستان تحت اشغال ایران وملت های غیرفارس در ایران ملت فارس را نگران کرده است،

ناسیونالیسم فارس سببی برای برامدن ایران و هویت ایرانی بوده است. احساس فزاینده هویت ملی ایرانی و ادغام هر چه ببشتر ملت ها و سرزمین های بلوچ، عرب، ترک، گیلاکی به ملت فارس این مجال را داده است تا فرمانروایی را به نواحی ملت ها و سرزمین های ملت های نامبرده گسترش دهد. هر چه بر احساس ملیگرایی و هدفهای ملی ایرانی افزوده شود، گرایش به گسترش فرمانروایی فارس بر مناطق دیگر افزوده می شود. به این معنا که ناسیونالیسم فارس در پوشش ایران و ایرانی در مرکز با کشورسازی و تمرکز دولت تهران در هم آمیخته اند.

ناسیونالیسم فارس تعذیه کننده احساس هم هویتی بلوچ عرب، ترک، کرد، طبرستانی بوده است. تماس مداوم با ملل  تابع کنترل منابع سرزمین های اشغال شده ادعای نژاد برتر ایرانی بسیاری از ملل داخل ایران را تابع فارس کرده است.

تاثرات بد ناسیونالیسم فارس و امپراتوری یا امپرالیسم ایران به شرایط رشد نهضتهای استقلال طلب را در بین مردم و ملتهای تابع کمک کرده است. مدرن سازی در بلوچستان و شهرکسازها برای هدف انتقال دادن جمعیت کثیری از ملت ترک و فارس و غیره، فرصتهای شغلی و اداری و اقتصادی  و عدم دسترسی نخبگان محلی به رشد احساس ناسیونالیسم در بلوچستان کمک کرده است.

رشد احساس ملی‌گرایی  در بلوچستان تحت اشغال ایران وملت های غیرفارس در ایران ملت فارس را نگران کرده است، ملت فارس در عصر امروز شاید قادر به سرکوب نظامی ملت های  غیر فارس که به ناحق سرزمین هایشان اشغال شده اند نباشد. اما ملت فارس شاید قادر باشد با کمک عده ای از  نخبگان بلوچ، کرد، ترک عرب و غیره با طرح فدرالیسم ملت های استقلال طلب را سرکوب و از هم پاشیدن ایران جلوی گیری کنند.
مهراب سرجو لندن.

Sunday, April 26, 2020

افرادی کە بیانیە همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی را امضا کردەاند، تنها نمایندە احزاب،جریانات و سازمانهای وابستە بە خود هستند



عدەای از فعالان عرصە سیاسی آذربایجان جنوبی، کوردستان، الاحواز و بلوچستان در مورخە ٢٦ فروردین ١٣٩٩ بیانیەای تحت عنوان همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی را با جمعی از فعالین فارس امضا و منتشر کردەاند و بنا بر خبرهای موثق این بیانیە بە وزارت خارجە آمریکا ارسال شدە است.
در بخشی از این بیانیە بە صراحت از واژە حاکمیت ملی سخن بە میان آمدە است کە همانا بمعنای حکومتی است متمرکز بە سیاق حکومت فعلی جمهوری اسلامی ایران یا سلطنتی و پادشاهی . در این بیانیە از ملتهای کورد، تورک آذری، عرب الاحواز ، بلوچ ، کاسپین و … بعنوان اقوام ایرانی نام بردە شدە است و این در حالیست کە خاک این ملل توسط ایران اشغال شدە و سرزمینهای این ملل ، سرزمینهای اشغالی هستند نە بخش و جزئی از خاک و جغرافیای ساختگی و جعلی ایران.
در ادامە بیانیە ،این افراد متوهم خواستار کنارەگیری علی خامنەای و انحلال قانون اساسی و برگزاری همه پرسی و انتخابات آزاد، سالم وعادلانه برای تشکیل مجلس موسسان بە شیوەای مسالمت آمیز و غیر قهر آمیز شدەاند کە این نشات گرفتە از خیالات و توهمات این جمع بە اصطلاح سیاسی ایرانیست.
قرار گرفتن نام برخی از افراد. اعم از عرب الاحوازی، بلوچ، تورک آذری و کورد در لیست امضا کنندگان این بیانیە ، کە سابقە طولانی در مبارزە با دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی را در کارنامە سیاسی خود دارند ، جای بسی تعجب و تاسف است .
بدون شک طبق روال همیشگی بعد از انتشار صدای اعتراض شخضیتها و احزاب سیاسی استقلال طلب ملل غیر فارس، ((نسبت بە بیانیە همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی ایرانی )) عدەای از امضا کنندگان اعلام بی اطلاعی و امضاهایشان را تکذیب میکنند و این نیز در حالیست کە بیانیە همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی ایرانی با امضای آنان بە وزات خارجە آمریکا ارسال شدە است.
ما بعنوان جمعی از فعالین سیاسی و مدنی بلوچ، تورک آذری، عرب الاحواز و کوردستان ، ضمن محکوم کردن این بیانیە در اینجا اعلام میکنیم کە :
افرادی کە این بیانیە همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی ایرانی را بەنام فعالین و نمایندگان سیاسی کوردستان، بلوچستان، الاحواز و آذربایجان جنوبی امضا کردەاند، تنها نمایندگی احزاب و سازمانهای خود را دارا هستند نە نمایندگی ملتهای غیر فارس کە خاک و جغرافیایشان تحت اشغال ایران قرار گرفتە و ما آنها را بعنوان نمایندگان خود بە رسمیت نمیشناسیم.
ما بعنوان فعالین ملل غیر فارس ، واژەهای ساختگی و جعلی ملت ایران و تمامیت ارضی ایران را برسمیت نمیشناسیم.
ما در مبارزات سیاسی خود خواهان سرنگونی رژیم ایران در کلیت و تمامیت خود و خروج کامل نیروهای بنام ایرانی از خاک بلوچستان ، الاحواز، کوردستان و آذڕبایجان و کلیەی مناطق اشغالی هستیم و در هیچ طرح و برنامە و پروژە سلطنت طلبی، شاهنشاهی، جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق و هیچ نیروی تمامیت خواه و مرکز گرایی مشارکت نمیکنیم.
از فعالین سیاسی و مدنی ملل غیر فارس خواستاریم کە در صورت اعتراض بە بیانیە همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی ایرانی زیر این بیانیە را امضا کنند .

٣ اردیبهشت ١٣٩٩ خورشیدی٢٢ آوریل ٢٠٢٠ میلادی

جمال پور كريم، مهراب سرجوى، رضا وشاحي،على مير لاشارى، آزاد دينار زهى، على رضا دهقانى، عبيدالله آسكاني، كمبر بلوچ، اصغر بلوچ، جابر بلوچ، عثمان ریگی، نعیم سربازی، آزاد بلوچ، محمد عمر، ترکمن زهی، حسین بلوچ، على قنبرى قوشچو، رهشون بلوچ، بالاچ الله زهی،جابر، بلوچ، اسکندر بلوچ، عبدالمتین بلوچ، معین اهورانی، آصف برج دهقانی، عزیز عمرزهی، جلیل زردکوهی، ماهکان بلوچ، فارس بلوچی، مریم دینارزهی، تیاب دشتیاری، میرچاکر رند بلوچ، محمد اسکانی، میرین بلوچ, عطاءالله
ابراهیم زهی، یوسف بلوچ، امیر حسین بلوچ، دلمراد رند بلوچ، بیبگر بلوچ، مير مجاهد بم پشتى،حركة 15 نيسان ،الشيخ عماد ال ناصر الكعبي، الشيخ سيد عبدالحميد النزاري، ناصر كاظم عبيات،حبيب قاسم،كمال الكناني،طيف التميمي،سيد خالد نزاري، سيدناصر نزاري،سيدحميد نزاري،ماجد حزباوي،طارق عچرش،مهدي سياحي،ميعاد صاكي،عدنان حنون الصرخي الاحوازي،حسين حزباوي، علي سعيدي،الشيخ هلال سعيد الشيخ خزعل، وران عبيات، دهر يوسف ابويعقوبالشمري،خليل شرهاني،محمد بشير ابو وسيم الاحوازي، ابو بشار الكعبي،محمدالحيدري،قاسم الفرهودي،محمد عبيات،عيسى عويد الفرحاني،وسام عبيات،خليل عبيات،مصطفى الكناني،جاسم حمادي،وسام زهيري،حسام زهيري،حمزه شاخي،حسين بني رشيد،عقيل ابو مسلم الاحوازي(عثماني)،ابراهيم چلداوي،حسن الكعبي،محمد عبدالجليل عبيات،عون زرقاني،سمير ساعدي،سالم قاسم عباسي،محمد علي جميعي،مرتضى الفرهودي،مصطفى الفرهودي،مجاهد الفرهودي،حسين الفرهودي،عدنان نواصرى،مالك الزنبوري،عبدالهادي مجيد الاحوازي،قاسم طرفي،عادل طرفي،ماهر عبيات،هاشم عچرش،كاظم حيدري، محمد مطوري،ميعاد صاكي،علي سعيدي،محمد المطوري،عماد الطرفي، على بلوچ سرون، ورنا بلوچ، عبدالرحمان بربری، آزاد کریمی، علی آذری نیا، امید کارجو، سعید رامیار
توضیح: در پایین این متن، بیانیە همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی ایرانی را با اسم و امضای آنان منتشر میکنیم.



بیانیه همبستگی و ائتلاف فعالان سیاسی و مدنی
ما کنشگران سیاسی و مدنی ایران باورمند به اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن شدیم ضمن حمایت از همه مبارزان راه آزادی در ایران برای گذار از حاکمیت دینی جمهوری اسلامی و برقراری حاکمیت ملی مبتنی بر ارزش های دموکراتیک و لائیک در ایران این تفاهم نامه را برای اعلام همبستگی و ائتلاف به شرح زیر امضا نماییم. 1- کناره گیری و استعفای علی خامنه ای از قدرت 2- انحلال قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 3- برگزاری همه پرسی و انتخابات آزاد، سالم وعادلانه برای تشکیل مجلس موسسان 4- تدوین قانون اساسی جدید توسط مجلس موسسان مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت برای اقوام در ایران، برابری حقوق شهروندان، آزادی بیان، اندیشه و فعالیت احزاب سیاسی، جدایی دین از حکومت و همزیستی مسالمت آمیز با کشورهای منطقه و جهان

14/04/2020 میلادی | 26 /01/1399

امضاکنندگان: فواد پاشایی، شیرین عبادی، عطا هودشتیان، حسن شریعتمداری، عبدالله مهتدی، محسن سازگارا، ایرج مصداقی، مسیح علی نژاد، حسن اعتمادی، امیر حسین اعتمادی، عباس میلانی، مهرانگیز کار، تقی رحمانی، کریم عبدیان، شروان فشندی، راحله فرج زاده، احمد باطبی، جمشید برزگر، نازنین افشین جم، ناهید بهمنی، رضا حسین بر، لادن برومند، شاپرک شجری زاده، همن سیدی، یزدان شهدایی، ضیا صدرالاشرافی، رضا علیجانی، هایده توکلی، شهریار آهی، رامین پرهام، علی جوانمردی، بهروز ستوده، مریم شریعتمداری، رویا حکاکیان، احمد رافت، پرویز دستمالچی،فرامز دادرس، مریم معمارصادقی، علی اکبر امید مهر، ناصر بلیده ای، محمدرضا حیدری، کاوه راد، سعید بشیرتاش، شاهین نژاد، سپیده پور آقایی، حسن نایب هاشم، علی جوادی، عسل پهلوان، حسین علیزاده، جمشید اسدی، مجتبی واحدی، مهران براتی، کاوه شیرزاد، کاوه شهروز، عمار ملکی، اقبال صفری،یوحنا نجدی، شاهین میلانی، عرفان رهنمون، مهناز افخمی، مهدی یحیی نژاد، فرخ زندی، عبدالستار دوشوکی، فرزاد فروزان، الهه بقراط، فریدون خاوند، نسیم بهروز، پتکین آذرمهر، ساقی لقایی، مسعود نقره کار، گلاره شرفکندی، همایون نادری فر، یوسف بنی طرف، نیما راشدان، نادر اسکویی، محمدرضا نیک فر، بهنام محمدی، بهزاد مهرانی، اسماعیل زرهی، مرتضی کاظمیان، جلیل گادانی، نینا انصاری، عباس خرسندی، فیروز نادری، هما سرشار، شهلا شفیق، مسعود عزیزی، نسرین الماسی، میترا جشنی، اکبر عطری، کاوه موسوی، مهرداد حریری، پیام اخوان، مجید محمدی

Wednesday, April 15, 2020

کسانیکه براین باورند که با استاندار فرماندار وزیر سفیر مشکلات بلوچ درایران حل خواهند شد در خواب شتری زندگی میکند.



ایران بعنوان یک کشور همیشه دشمنان تخیلی برای خود ساخته و از این دشمنان تخیلی برای تمرکز قدرت در تهران بعنوان  ابزاری استفاده کرده است. جنگ های داخلی یا خارجی که قابل کنترل باشند هیچ وقت به ضرر کشورها نبوده اند و در اینده نخواهد شد. کشور برای اتحاد ملت خود احتیاج به دشمن دارد که اکثریت اوقات این دشمنان خیالی هستند. بطوری مثال ایرانیان سکیولار اعراب را دشمن خود تصور می کنند و ارزش های اجتماعی خود را در تضاد با انها می بینند. حکومت اسلامی فعلی ایران امریکا, اسرائیل, سعودی را دشمن خارجی و بلوچ را دشمن داخلی تصور می کند و یک عده از پالوچ های هرات را به جان ملت بلوچ انداخته است. جنگ فرصت مناسبی برای افزایش قدرت, وسلب حقوق فردی اجتماعی را به دولت مرکزی می دهد.
دولت  برای دفاع و یا هزینه های تهاجمی احتیاج به افزایش درامد های خود  دارد و مجبور است که دنبال  راهایی جدیدی باشد و یکی از گزینه های دولت معادن بلوچ و دومی ساحل مکران می باشد.
جمهوری اسلامی زمانی که در اپوزیشن بود با طرح خودگردانی و اموزش زبان مادری با هزینه دولت موافق بود. اما چند هفته بعد از اینکه بقدرت رسید در همان روزهای اول بسوی کردستان لشکر کشی کرد و جنگ ایران و عراق دست خمینی و یارانش را برای کشتار مخالفان  بازتر کرد. جنگ برای سرکوبی کرد و بلوچ و نادیده گرفتن انچه که قول داده بود فرصت مناسبی بود. و  عده ای که حافظه ضعیفی دارند انچه را که خودشان در عمل تجربه  کرده اند دارند دوباره همان اشتباه را  تکرار می کنند.
بعضی از سازمانهای سیاسی بلوچ حل مشکلات  بلوچ را در اینکه استاندار, فرماندار, و مدیران کل بلوچ باشند می بینند. این عده حقوق مردم بلوچ را به بازی گرفته اند و اینها بعنوان فرد می خواهند در قدرت با تهران شریک شوند و در این هدف از مردم بعنوان ابزار دارند ستفاده می کنند. در غیر این صورت همه می دانند حتی اگر رئیس جمهور ایران بلوچ باشد هیچ گره ای از مشکلات بلوچ حل نخواهد شد. نخبه های ایرانی پایبند قانون نیستند با مردمی که پایبند قانون نباشد شراکت غیر ممکن است. افراد در دایره قانون و نهادها می توانند خدمت کنند.  
استاندار و فرماندار و مدیران کل در بلوچستان تحت فرمان وزارتخانه   کار می کنند و از خود هیچ قدرتی ندارند اصلا هیچ فرقی نمی کند که این مدیران اجرایی بلوچ یا غیر بلوچ باشد. این تهران است که حاکم است و بلوچ محکوم فرقی نمی کنند که چه کسی زندان بان زندانی باشد. شاید اگر بلوچ باشد می تواند از فساد اداری به نفع خود و دوستان خود استفاده کند. نفع وزیر شدن بلوچ در جمهوری اسلامی فردی می باشد نه که ملی.
هر دولتی در اینده, مثل حکومت سلطنتی قبلی و اسلامی فعلی, حتی اگر رای مردم برای ان مهم باشد, برای حفظ منافع اکثریت رای دهندگان خود حقوق بلوچ را نادیده خواهد گرفت, بدون اینکه نادیده گفتن حقوق بلوچ کوچکترین  تاثیر روی ان حکومت بگذارد. چونکه تعداد رای بلوچ کم است و منابع ان بسیار. هیچ ملتی در دنیا تا حالا بخاطر اخلاق و رفتا نیکو از مال دیگران دست برنداشته است.  بیشتر شهرهای تجارتی و صنعتی دنیا بر ساحل دریا ساخته شده اند و شهرکسازی هایی که جمهوری اسلامی بنا کرده در حکومت اینده متوقف نخواهند شد و سازمانهای فدرالی قادر به توقیف انها نخواهند بود چونکه اینده اقتصاد ایران به ساحل مکران گره خورده است.
ما چندین بار گفته ایم که منافع بلوچ در تضاد با بقیه ایرانی هاست. در حالات قدرت طلبی دولت فدرال و دمراتیک  تهران بلوچ هیچ گونه ابزار دمکراسی در دست نخواهد داشت که بر تهران فشار وارد کند. بطور مثال در مورد انتقال جمعیت به ساحل مکران فدرال ترک و کرد با تهران منافع مشترک خواهند داشت و حکومت فدرال و دمراتیک  تهران بدون هیچ مانعی بلوچ را در سرزمین خودش به اقلیت تبدیل خواهد. کسانیکه براین باورند که با استاندار فرماندار وزیر سفیر مشکلات بلوچ درایران حل خواهند شد در خواب شتری زندگی میکند. بلوچستان مستقل اینده بلوچ را  تضمین می کند. حاکمیت ملی بلوچ در بلوچستان ازاد  از ایران است.
مهراب سرجوی لندن